برنامهريزي استراتژيك منابع انساني فرايندي است درجهت برقراري اهداف منابع انساني و توسعه استراتژي هاي منابع انساني براي نيل به اهداف، سياستها ازطريق بسيج، توسعه و نگهداري منابع انساني. برنامهريزي منابع انساني با مفاهيم محيط و عمليات سازمان در ارتباط بوده و شامل عوامل داخلي وخارجي مي شود. عوامل خارجي همچون فشارهاي اقتصادي، تغييرات تكنولوژي، قوانين و مقررات، وضعيت سياسي، بازار نيروي كار و آموزش، عوامل داخلي شامل اهداف و مقاصد سازمان، فرهنگ، ساختار، منابع انساني و ذينفعان مي گردد. برنامهريزي منابع انساني ويژگيهاي ممتاز و مشخصه ذيل را داراست.
1 – آگاهي: مفروضات روشن و آشكار را در مبحث منابع انساني به وجود آورد؛
2 – تحليلي: بر يك سري قضاوتها و واقعيات متكي است؛
3 – هدف گرايي: ابزاري براي تصميم گيري سازماني درجهت نيل به اهداف منابع انساني بويژه مقاصد سازماني است؛
4 – چشم انداز به آينده: مسائل منابع انساني را پيش بيني و آينده نگري مي كند؛
5 – اجتماعي يا جمع گرايي: بر گروهها توجه دارد نه به افراد؛
6 – كمي : به افراد و اعضاي سازمان توجه مي كند.
چرا سازمانها برنامهريزي منابع انساني را به كار مي برند؟ دلايلي وجود دارد كه سازمانها خود را بــا برنامهريزي منابع انساني سازگار مي سازند:
1 – خوش بيني نسبت به استفاده از منابع و يا انعطاف پذيري بيشتر منابع؛
2 – كسب و پرورش مهارتهايي كه براي توسعه ضروري است؛
3 – تعيين و تبيين مشكلات بالقوه؛
4 – به حداقل رساندن فرصت تصميم گيريهاي نامناسب؛
5 – درك و شناخت از وضع موجود به منظور مواجه با آينده؛
6 – مفروضات چالشي و تفكر آزاد؛
7 – اتخاذ تصميمات آشكار كه مي تواند چالشي گردد؛
8 – پيــوند ميان برنامه هاي منابع انساني با برنامه هاي كسب و كار؛
9 – هماهنگــــي و انسجام بين اعمال تصميم گيريهاي سازماني؛
10 – به دست آوردن كنترل واحدهاي عملياتي سازمان.
بــه طور خلاصه سازمانها به آساني با برنامهريزي منابع انساني به طرق زير سازگار مي شوند:
برنامهريزي اساسي (بنيادي): اين برنامهريزي بيانگر آن است كه برنامهريزي منابع انساني داراي اثر علمي است؛
برنامهريزي فرايندي: اين نوع برنامهريزي نشانگر آن است كه برنامهريزي منابع انساني داراي فرايند سودمندي براي سازمان است؛
برنامهريزي سازماني: اين نوع برنامهريزي، منابع و مسائل سازماني را دربرمي گيرد. برنامهريزي منابع انساني هدفهاي مشخص و معيني را براي سازمانها دارد، واضح ترين آن تصميم گيري درمورد منابع انساني است كه ازطريق تلاش درجهت منبع يابي منعطف تر با نوآوري، الگوهاي ساعات كاري و اشكال قراردادهاي كاري به وضوح مشاهده مي شود. برخي از سازمانها به ارتقا تواناييهايشان ازطريق نقل و انتقال كاركنان (گردش شغلي) و بعضي ديگر به مهارتهاي كمياب و درحال پرورش آنها در دوره بلنــدمدت تمايل نشان مي دهند. برنامهريزي منابع انساني به همه سازمانها اجازه مي دهد روش تفكر و مفروضاتي را كه براساس آنها تصميم گيري مي شود را چالشي كنند. به علاوه، بدون تفكر آگاهانه اين شالوده فكري شكل نخواهدگرفت. آن فرصتي را براي سازمانها فراهم مي آورد كه رؤساي آنها به طور معمولي مواردي كه در آينــــده به آن توجه مي كنند را درنظر داشته باشند.
فرايند برنامهريزي منابع انساني مزايايي را براي كليه سازمانها بويژه براي سازمانهايي دارد كه سازماندهي مجدد را انجام مي دهند و آنهايي كه قدرت تصميم گيري را به واحدهاي عملياتي واگذار كرده اند. درحالي كه شايستگي بايستي در فعاليتهاي سازمان تبلور يابد ولي خوش بيني به منابع مزايايي براي سازمان به همراه دارد.