زماني که ارزش کل توليدات يک کشور در بعد کالاها و خدمات نسبت به سال قبل آن مقايسه ميشود نرخ رشد اقتصادي به دست ميآيد. در واقع اگر ارزش ريالي توليدات امسال نسبت به قيمتهاي سال پايه افزايش پيدا کرده باشد در اين صورت گفته ميشود که نرخ رشد اقتصادي مثبت است و اگر نسبت به سال پايه کاهش پيدا کرده باشد نرخ رشد اقتصادي کشور در آن سال منفي بوده است.
از ديدگاه حسابداري مالي سرمايهها به دو دسته ملموس (مشهود) و غيرملموس (نامشهود) طبقهبندي ميشوند. داراييهاي و سرمايههاي ملموس (محسوس) شامل تمامي امکانات فيزيکي مانند زمين، ساختمانها و تجهيزات توليدي است. سرمايه انساني نه سرمايه فيزيکي نه سرمايه مالي (مانند سهام يا داراييهاي مالي و نقدي) محسوب ميشود، بلکه سرمايه انساني بهعنوان دانش، مهارت، خلاقيت و سلامت فرد تعريف شده است.
حالتي از يک فعاليت خلاقانه است که فرد با استفاده از يک ايده جديد و مبتکرانه موفق به ايجاد کسب و کاري ميشود که در آن سودآوري حاصل ميشود. در واقع در تعريف کارآفريني نکته مهم قبول خطر در موفقيت آن ايده است؛ بنابراين چنانچه ايدهاي با حالاتي از خطرپذيري روبرو بود لزوماً نامطلوب نيست و بايد با قبول و مديريت خطر در شرايط سودآوري قرار بگيرد.
اقتصادي است که در آن عامل اصلي توليد ثروت و ايجاد اشتغال «دانش» است. يکي از تفاوتهاي مهم اين اقتصاد با اقتصاد توليدمحور از جهت ميزان و پيچيدگي دانشي است که در آن به کار رفته است. مقايسه رايانههاي قابل حمل با رايانههاي روميزي مثال روشني از اين جهت است. رايانههاي قابلحمل تقريباً ۱۰ درصد نوع روميزي مواد اوليه در توليد آنها به کار رفته است، درحاليکه از قابليتهاي بيشتري نيز برخوردار است. علت اين تفاوت در بهرهمندي بسيار متفاوت کيفي و کمي اين دو محصول از «دانش» است که به شکل فناوري تجلي پيدا کرده است.
نقطه مرکزي تعريف کارآيي در انجام دادن درست کارها است. زماني که فرد کار خود را به درستي انجام ميدهد کارآيي وي بالاست. بنابراين اگر کارآيي بالا باشد در کمترين زمان ممکن بيشترين بازدهي وجود دارد و اين به معناي درست انجام دادن کار است.
اين مفهوم حالتي را بيان ميکند که در آن فرد کار درست را انجام ميدهد. تفاوت آن با کارآيي در آن است که در آنجا فرد کار را بهدرستي انجام ميدهد اما در اثربخشي فرد کارِ درست را انجام ميدهد. در واقع بهنوعي اثربخشي قبل از کارآيي است. ابتدا کار درست را انتخاب کرده و سپس آن را بهطور کامل و صحيح انجام ميدهد که به ترتيب اثربخشي و کارآيي است.
چنانچه فرد کارِ درست را بهدرستي انجام دهد بهرهوري لازم را داشته است. بنابراين بهرهوري برابر است با: کارآيي + اثربخشي
فرآيندي است که در آن يارانهاي که دولت از طريق کاهش قيمت در کالاها اعمال ميکرد، حذف شده و قسمتي از درآمد حاصل از آن بهصورت نقدي به مردم داده ميشود و مابقي صرف کارهاي عمراني و زيرساختي در کشور ميشود. در همين راستا افزايش قيمت بنزين و ساير حاملهاي انرژي گام نخست شروع شدن فرآيند هدفمند شدن يارانهها بود.
بر اساس تعريف مرکز آمار، نرخ بيکاري عبارت است از نسبت جمعيت بيکار به جمعيت فعال. جمعيت فعال بيانگر تعداد افرادي است که توانايي و تمايل عرضه نيروي کار خود را به بازار دارند و به دو دسته شاغل و بيکار تقسيم ميشوند. از تقسيم آن دسته از جمعيت فعال (در يک بازه زماني مشخص) که شغلي ندارند بر کل جمعيت فعال آماده به کار، نرخ بيکاري محاسبه ميشود.
عبارت است از افزايش دائم و بيرويه سطح عمومي قيمت کالاها و خدمات که در نهايت به کاهش قدرت خريد و نابساماني اقتصادي منجر ميشود. افزايش دائم و پيوسته، نکته مهم در تعريف تورم است. طبق تعريف هر افزايش قيمتي تورم محسوب نميشود.
توليد ناخالص داخلي در برگيرنده ارزش مجموع کالاها و خدماتي است که طي يک دوران معين (معمولاً يک سال) در يک کشور توليد ميشود. در اين تعريف منظور از کالاها و خدمات نهايي، کالا و خدماتي است که در انتهاي زنجير توليد قرار گرفتهاند و خود آنها براي توليد و خدمات ديگر خريداري نميشوند.
شدت انرژي: ميزان انرژي صرف شده براي توليد يک واحد از توليد ناخالص داخلي. در واقع براي توليد يک واحد کالا چه مقدار انرژي مصرف ميشود. بنابراين مقدار اين شاخص هر چه قدر پايينتر باشد بهتر است:
ميزان توليد کالاها و خدمات به ازاي مصرف هر واحد انرژي را بهرهوري انرژي مينامند. هر چه قدر مقدار اين شاخص بيشتر باشد بهتر است؛ زيرا براي توليد کالاها انرژي کمتري مصرف شده است:
بهرهوري انرژي = (داخلي ناخالص توليد)/ (انرژي مصرف مقدار)
تهاتر يا مبادله کالا به کالا، قديميترين شکل انجام معاملات در جهان به شمار ميرود. بازار تهاتر، بازاري است که معاملات در آن بر اساس مبادله مستقيم کالا يا خدمات يکطرف تجاري با کالا و خدمات طرف ديگر بدون دخالت پول صورت ميگيرد.
هدف از تأسيس اين صندوق اين است که بخشي از درآمدهاي حاصل از فروش نفت و گاز و منابع طبيعي با درصد ثابتي در آن ذخيره شود تا در آينده مورد استفاده قرار بگيرد.
منظور از جهاد اقتصادي اين است که هر فردي در هر موقعيتي که مشغول به خدمت است براي پيشرفت کيفيت و کميت کار خود حداکثر تلاش خود را به کار بگيرد و در صورت لزوم از منافع خود چشمپوشي کند. مرکز ثقل اين تعريف توجه به شرايط جنگ اقتصادي است که نيازمند حضور همهجانبه مردم در همه عرصههاي اقتصادي با رويکردي جهادي است.