برنامه ریزی :
اگربرنامه ریزی را تصور وطراحی وضعیت مطلوب ویافتن وپیش بینی راه حل ها و وسایل نیل به اهداف آن در نظر بگیریم در حقیقت در برنامه ریزی انسان می خواهد تصرف ذهنی و فنی نموده ،تدابیری بیاندیشد ،تا از منابع موجود یا ممکن الوجود برای دستیابی به اهداف مطلوب خودش و هدف هایی که خودش از پیش تعریف کرده استفاده نماید(رضائيان ، 1379، ص 179)
پس می توان گفت :برنامه ریزی شامل تعیین هدف و وضع خط مشی، تبدیل هدف به صورت عملیات و سازوکارهای اجرایی و نیز پیش بینی چگونگی و کیفیت اجرای آنها می باشد.
فرهنگ:
از دیدگاه ادوارد تایلور فرهنگ را مجموعه پیچیدهای از دانشها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات،عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعه خویش فرامیگیرد تعریف میکند.
تعریف فرهنگ از دیدگاه اسلام :
تعريف فرهنگ در نظام اسلامي از خصوصيت و ويژگي خاصي برخوردار است بر اين اساس ، فرهنگ به نظام ارزشي يااعتقادي، بينشي يا نظري ، دانشي يا جهت گيري هاي پذيرفته شده اجتماعي ويا كاربردي متناسب با تكامل اسلامي جامعه تعريف می گردد.
پس به طور کلی فرهنگ از سه جزء :
نظام شناخت ها و باورها ، نظام ارزش ها و گرايش ها ونظام رفتار ها و كردار هاتشكيل مي شود (كاشفي)
برنامه ریزی فرهنگی:
اگر «برنامه ريزي» را مداخلات هدفمند، آگاهانه و سنجيد ه انساني در مسير حوادث و فرايند ها بدانيم- اعم از اين كه نتيجه آن ممكن است موفقيت آميز باشد يا نه – بر اين اساس ، برنامه ريزي فرهنگي را نيز مي توان كوشش آگانه ، سنجيده و سازمان يافته براي ايجاد تغيير در وضع موجود و دستيابي به اهداف مختلف فرهنگي دانست به عبارت هر كوششي براي ايجاد تغييراتي آگاهانه مطابق با الگوي ذهني پيشین در زمينه باورها ، عقايد ، ارزشها ، احساسات و رفتارها كه با خصوصيت نسبتا پايدار از عقايد موردي متمايز مي شود.» (تاجيك،1379:115).
اگر چه تعريف هاي زيادي از برنامه ريزي فرهنگي وجود دارد ، اما در عمل ، برنامه ريزي فرهنگي چيزي جز تعيين اهداف فرهنگي و شناسايي منابع و تخصيص بهينه آن منابع براي ارتقا و توسعه فرهنگي نيست.
شايد برنامه ريزي در بخش فرهنگ نتواند دست نيافتني ها دست يافتني كند ، اما قطعا فقدان آن ممكن است دست يافتني ها را دست نيافتني كند .
مقام معظم رهبری نیز دراین خصوص دیدگاه خود را اینچنین تشریح می نمایند که :
“ما نمي خواهيم با نگاه افراطي به مقوله فرهنگ نگاه كنيم . بايستي نگاه معقول اسلامي را ملاك قرار داد و نوع برخورد با آن را بر طبق ظوابطي كه معارف و الگو هاي اسلامي به ما نشان مي دهد تنظيم كرد . بر خورد افراطي از دو سو امكان پذير است و تصور مي شود . يكي از اين طرف كه ما مقوله فرهنگ را به مقوله اي غير قابل اداره و غير قابل مديريت بدانيم . مقوله اي رها و خودرو كه نبايد سر به سرش گذاشت و وارد آن شد متاسفانه اين تفكر در جاهايي است و عده اي طرفدار رها كردن و بي اعتنايي و بي نظارتي در امر فرهنگ هستند . اين تفكر ، تفكر درستي نيست و افراطي است. در مقابل آن ، تفكر افراطي ديگري وجود دارد كه سخت گيري خشن و نظارت كنترل آميز بسيار دقيق است ، اين تفكر هم به همان اندازه غلط است .
ضرورت برنامه ريزي فرهنگي
ضرورت برنامه ريزي فرهنگي را بايد در دو چيز جستجو كرد: از يك طرف در همين كاركرد دو گانه و متناقض آميز فرهنگي يعني كاركرد تغيير و تداوم و از طرف ديگر ، جوامعي نظير جامعه ما كه مرحله گذر را طي مي كنند و تحولات سريع و ناهمگون و نابرابر را تجربه مي كنند ، همزمان احتياج به نظم و تغييرات همگون و جهت دار دارند (چلبي،1374:175).
مراحل برنامه ريزي فرهنگي
به طور کلی در برنامه ریزی فرهنگی سه گام اساسی باید طی شود :
نخستين گام :بايد مشخص كنند كدام رفتارها بايد دستخوش تغيير قرار گيرند
گام دوم :رفتار مطلوب چه مشخصه هايي دارد.
گام سوم :پس از آن براي رسيدن به هدف تعيين شده سلسله فرايند هاي مورد نياز را طراحي و اجرا كنند .
جايگاه دین در برنامهريزي فرهنگي
براي دين معاني بسيار گفته شده، ولي منظور اين نوشته از دين مجموعهاي از معارف، ارزشهاي اخلاقي و دستورات فردي و جمعي است كه به وحي معتقد ميباشد.با اين توضيح اجمالي به دست ميآيد كه فرهنگ و دين نقاط تلاقي و برخورد بسيار دارند و ميتوان از رابطه اين دو يا نقش هريك در ديگري سخن راند.
محورها درالگوی اسلامی برنامه ریزی فرهنگی
1-دین محوری :
علامه محمد تقی جعفری در این باره می نویسد : هر پدیده و فعالیت فرهنگی که با ارزش های متعالی ،مانند اخلاقیات ومذهب ناسازگار باشد هرچند در جذاب ترین صورت عرضه شود فرهنگ اسلامی آن را نمی پذیرد وضمن مخالفت با آن از عرضه وترویج آن جلوگیری می کند
2- درنظرگرفتن مقتضیات وشرایط اجتماعی محیط مدنظرجهت برنامه ریزی فرهنگی
امير مؤمنان (ع) آن زماني كه مالك اشتر را بعنوان والي به مصر فرستاد، يكي از توصيههايش به وي چنين بود:
«و آيين پسنديدهاي برهم مريز كه بزرگان اين امت بدان رفتار نمودهاند و مردم بدآنوسيله به هم پيوستهاند و رعيت به يكديگر سازش كردهاند. و آييني مگذار كه چيزي سنتهاي نيك گذشته را زيان رساند تا پاداش از آن نهندة سنت باشد و گناه شكستن آن به تو ماند».
3-زمان شناسی و بهره گیری از زمان
امام علی (ع) می فرمایند :من عرف الایام لم یغفل عن الاستعداد(فروع کافی ج8ص23)
آن کس که زمان را میشناسد،از آمادگی و استعدادلازم برای بهره گیری و مواجهه با آن غافل نمی ماند
4- اصل سهولت و اجراپذيري:
هنگامي كه پيامبر امام علي (ع) و معاذ را به يمن براي تبليغ دين فرستاد بدانان توصيه فرمود كه:
حركت كنيد، بشارت دهيد و نفرت ايجاد نكنيد، آسان بگيريد و سخت نگيريد.
5- انسان مداری در برنامه ریزی :
شناخت ابعاد همه ابعاد انسان وساحت های اوست در برنامه ریزی فرهنگی باید اطلاع درست ودقیق و کافی از ماهیت انسان و ابعاد و نیازهای انسانی او داشته باشد
6- عقلانیت محوری:
در جهان بینی توحیدی اسلام ، عقل و وحی دومنبع هدایت بشرند و هرکس و هرگروه که خواستار سعادت دنیوی و اخروی است باید بکوشد تا از هدایت ها و راهنمایی های این دومنبع بهره گیرد
7- پذیرش اصل اعتدال دربرنامه ریزی فرهنگی :
از كلمات جامع امام علی (علیه السّلام) در اين باره، بياني است كه حضرت(علیه السّلام) در مقابل يكي از خوارج كه در حال نكوهش دنيا بود، ايراد فرموده است: ” همانا دنيا، سراي راستي براي راست گويان، و خانه تندرستي براي دنياشناسان، و خانه بي نيازي براي توشه گيران و خانه پند براي پندآموزان است. دنيا سجده گاه دوستان خدا، نمازگاه فرشتگان الهي، فرودگاه وحي خدا و جايگاه تجارت دوستان خداست، كه در آن رحمت خدا را به دست آورده و بهشت را سود بردند.
8-انتخاب مولفه های محوری وکلیدی
لازمه دستیابی به برنامه ریزی موثر درهر حوزه ای ،علی الخصوص حوزه فرهنگ ،تخصیص منابع محدودبه مولفه های کلیدی وتمرکز اجزای مختلف با کارهای متفاوت برآن مولفه کلیدی است .
حال همانطورکه در تعریف برنامه ریزی فرهنگی نیز اشاره گردید چنانچه برنامه ریزی فرهنگی را «تلاشي آگاهانه براي تغيير نگرش ها ، اعتقادات ، آداب و رسوم ، ارزش ها و هنجارهاي نسبتا پايدارو بادوام جامعه ، مطابق خواست و الگوي ذهني برنامه ريزبدانیم می بایست در این تغییر نگرش به دنبال مولفه های کلیدی باشیم که در انتخابمان دچار خطا نشویم .انشالله