شرح وظایف تعریف شده در این مطلب میتواند بر اساس افق، وسعت و استراتژی هر کسبوکار جزئیات متفاوتی داشته باشد اما در ضرورت وجود آن تردیدی نیست. اگر به تنهایی یک کسب و کار اینترنتی را ایجاد کرده و اداره میکنید باز نیازمند این تقسیمبندی وظایف و قرار گرفتن در نقشهای آن حتی بطور موقت هستید. برخی از وظایف از قبل شناخته شده هستند مثل امور اداری، مالی، منابع انسانی. ما در اینجا به مواردی که مستقما در فرایند توسعه تأثیرگذارند میپردازیم، یعنی شرح وظایفی که اگر برای آن برنامه مشخصی نداشته باشید نه تنها جای خیلی دوری نخواهید رفت بلکه ممکن است به عقب هم برگردید.
مدیربازاریابی:
در تجارت کسی که مشتری دارد تقریبا اصل کار را در اختیار دارد! کسبوکار بدون مشتری چیزی نیست جزء آرزوهای تحقق نیافته، اولین و مهمترین وظیفه بخش بازاریابی جذب و حفظ مشتری است. شرح و اجرای این وظیفه مهم باید در اولویت کسبوکار شما قرار گیرد، چون وظیفه آن پیدا کردن و حفظ اصل کار است. بسیاری از متخصصین معتقدند فرایند بازاریابی باید قبل از ورود به بازار آغاز شود. شناسایی درست کاربران، روش دسترسی و تبدیل آنها به مشتری، تحقیقات بازار، بازاریابی محتوا، بازاریابی رسانههای اجتماعی، بازاریابی پست الکترونیک، مدیریت تبلیغات آنلاین و آفلاین و بازاریابی موتورهای جستجو از مهمترین وظایف این مدیر است. دانش بازاریابی قابل تعمیم به انواع کسبوکارهاست اما کسی که به عنوان یک مدیر بازاریابی در اینترنت فعالیت میکند باید تجربه و اطلاعات دقیقی از وضعیت فروش کالا و خدمات در اینترنت، ابزارهای تحلیل و مدیریت اطلاعات داشته باشد. متاسفانه گاهی بازاریابی با تبلیغات اشتباه گرفته میشود که همین اشباه باعث هدر رفت هزینه و زمان برای تبلیغاتی میشود که هیچ برنامهریزی اصولی پشت آن نیست. فعالیت مدیر بازاریابی باید در چارچوب برنامه استراتژی کسبوکار باشد و تبلیغات تنها یکی از روشها و ابزارهای بازاریابی است. به نظر من دانش و توانایی بازاریابی است که ایده و بستر خلق شده را تبدیل به یک تجارت میکند چرا که اگر غیر از این بود هر وبسایت الان یک تجارت محسوب میشد.
مدیر محصول:
در هر کسبوکار اینترنتی یک یا تعدادی محصول و خدمات برای فروش وجود دارد. مدیر محصول مسئول تک تک این محصولات یا خدمات قابل فروش نیست بلکه مسئول فرایندهای شکل دهنده کل کسبوکار و نحوه تعامل کاربر با این فرایندهاست. پس وقتی از محصول در یک کسبوکار اینترنتی صحبت میکنیم منظور در درجه اول بستر اصلی فعالیت یعنی سایت، نرمافزار یا اپلیکیشن موبایل است و در درجه دوم فرایندی که در درون هر یک از این بخشها برای فروش کالا یا خدمات انجام میشود. وظیفه اصلی مدیر محصول سنجش، ارزیابی و بهبود تعامل کاربران با فرایندهای یک کسب و کار است. مثلا مشکلات کاربران یک فروشگاه آنلاین در هنگام مشاهده مشخصات کالا، سهولت سفارش و مواردی مثل این. پس مدیر محصول کسی است که محصول مورد نیاز را در زمان مناسب برای بازار مناسب ارائه میکند. این محصول الزاما یک کالا یا خدمات نیست بلکه ممکن است یک تغییر بر اساس نیاز کاربران باشد، برای همین هست که وظایف مدیر محصول و مدیر تجربه کاربری همیشه در کنار هم و تحت یک بخش در نظر گرفته میشود، اگرچه تفاوتهایی با هم دارند. یک مدیر محصول همیشه در مثلث بین بخش بازاریابی، پشتیبانی کاربران و هیئت مدیره قرار دارد، برقراری تعادل و پاسخگویی به نیازهای هر سه بخش کار سادهای نیست اما از ضروریات هر کسبوکار است.
مدیر تحقیق و توسعه:
فناوری به سرعت تغییر میکنند بنابراین مدل فروش و بازاریابی به تنهایی نمیتواند نقطه اتکاء محکمی برای درآمد یک کسبوکار اینترنتی باشد. کسبوکارهای متکی به بازاریابی تنها به نیاز امروز بازار وابسته هستند اما کسبوکارها متکی به تحقیق و توسعه به نیازهای آینده مشتری تمرکز دارند. برای همین است که اپل همیشه اپل است و گوگل همیشه گوگل! اصلیترین وظیفه یک مدیر تحقیق و توسعه یافتن فناوریها و راهکارهای خلاقانه برای توسعه کسبوکار قبل از قرار گرفتن در شرایط رکود است. تحقیق و توسعه که به آن Research and development یا به اصطلاح R&D هم گفته میشود مجموعه فعالیتهای مشخصی است که منجر به افزایش دانش کسب و کار میشود.
اگر مشخصا شرح وظایف این بخش را در کارتان تعریف نکنید ناگهان متوجه خواهید شد هر ایده و راهکاری که نیازمند به آن هستید قبلا توسط دهها شرکت یا کسب و کار اجرایی شده است. تحقیق و توسعه به شما کمک میکند همواره بتوانید مزیتهای رقابتی کسب و کارتان را تازه و بروز نگه دارید، گلوگاههای کسبوکارتان را شناسایی کنید و پیوسته بهبود بخشید. یک مدیر تحقیق و توسعه از نظر فنی باید دانش اولیه وب را داشته باشد، مفاهیم اجرایی و تقاط ضعف و قوت هر هر بخش را ازنظر تجاری بداند، بتواند ایده های مطرح شده را اعتبارسنجی کند و در عین حال دارای روحیه آزاد، خلاق، ایده پراز و نوگرا باشد.
مدیر پشتیبانی:
نظامیها ضربالمثلی دارند که میگوید امروز جنگ در حقیقت جنگ میان سامانههای پشتیبانی است. من این را به کسب و کارهای اینترنتی تعمیم میدهم و معتقدم امروزه رقابت بیشتر کسب و کارهای همطراز بین پشتبیانی آنها در جریان است تا خدمات و محصولات. هر کسب و کاری که در جای درست قرار گرفته باشد یا رقبای زیادی دارد یا بزودی پیدا خواهد کرد. پشتیبانی درست و ارتباط صحیح مهمترین مزیت رقابتی است که برنده میدان را تعیین میکند. کسبوکاری که پشتیبانی ضعیفی داشته باشد همان تیم فوتبالی است که بازیکن تمام کننده یعنی زننده گل را ندارد. تعهد، مسئولیت پذیری، صبر و مهارت مذاکره از مهمترین ویزگیهایی است که باید در انتخاب مدیر پشتیبانی جستجو کنید.
مدیر فنی:
مدیر فنی مسئول و پاسخگوی تمام مسائل برنامهنویسی و طراحی، فنی و امنیتی کسبوکار شماست که میتواند یکی از توسعهدهندگان شما نیز باشد. از نظر اجرایی بخشهای مورد نیاز هر کسب و کار به یکدیگر مرتبط است اما اگر قرار باشد همزمان برنامهنویس شما وظیفه تأمین محتوای وبلاگ را هم به عهده بگیرد نباید منتظر استقبال زیاد کاربران از محتوای تولید شده باشید. بازخوردهای مدیر محصول، ایدههای مدیر تحقیق و توسعه و گلایههای کاربران در بخش پشتیبانی همه به این فرد ارجاع داده میشود. این فرد علاوه بر توانایی تحلیل و اجرای باید بتواند مشکلات پیشبینی نشدهای که در خلال کار سایت یا برنامه پیشمیآید را به سرعت پیگیری و رفع نماید. بسته به این که ابعاد کسب و کار شما چقدر است میتوانید نیروهای متعددی در این بخش داشته باشید یا خدمات آن را برونسپاری کنید اما فراموش نکنید کوچکترین اشتباه در انتخاب یک مسئول یا مدیر فنی باعث آسیب جدی به تمام زحمات تیم شما خواهد شد.
آنچه در مورد شرح وظایف یک تیم کاری ذکر شد به معنای کشیدن دیوارهای نامرئی بین فعالیت اعضای تیم نیست همچنین به این معنی هم نیست که الزاما با در دسترس نبود یک نفر امکان شروع کار نیست. هدف تعریف وظیفه ذکر شده به عنوان یک فعالیت مهم و مستقل در بدنه و استراتژی یک کسب و کار است. همه اعضء تیم میتوانند در اطاق فکر یا جلسات شرکت کنند، یا همان موقع که فوتبال دستی یا ایکسباکس میزنند تعامل فکری و انتقادی نسبت به توسعه کسب و کار داشته باشند، ایده پردازی کنند یا به همدیگر کمک فکری و فنی دهند.