از آنجا که معنای اصطلاحی فرهنگ از معنای لغوی آن مهمتر است باید تمرکز را روی معنای اصطلاحی آن قرار داد.
لذافرهنگ شناسان مختلف در تعاریف اصطلاحی فرهنگ از زوایای گوناگون تعاریف فرهنگ را دسته بندی نموده اند که برخی از آنان عبارتند از:الف)رفتار یا الگوهای رفتاری ب)مجموعه شناخت و اندیشه بشر ج)شیوه یا الگوی زندگی د)مجموعه اندوخته های مادی و معنوی بشر د)پذیرش های هنجار ساخته [1]از طرفی فرهنگ با تعریف های گوناگون خود دارای کارکردهایی شامل :الف:ایجاد ارزشهای اجتماعی ب)ایجاد هویت فرهنگی ج)ایجاد غریزه فرهنگی(وراثت فرهنگی) د)حفظ دستاوردهای نسل پیشین ه)انسجام بخش نظام اجتماعی و)عامل تعلیم و تربیت اجتماعی ی) تبیین ساختارهای اجتماعی[2]
در عباراتی از قبیل«کالاهای فرهنگی»،«نهادهای فرهنگی»،«صنایع فرهنگی» یا«بخش فرهنگی،اقتصادی» برای اینکه تعاریف کارکردی فرهنگ از دقت بیشتری برخوردار شود معنای قسمتی مندرج در این کاربرد واژه فرهنگ از برخی ویژگی های کم وبیش قابل تعریف عینی فعالیتهای مورد نظرمشتق می شود و این دیدگاه اقتصادی از فرهنگ به راحتی این امر را به عنوان یک امر واقع توصیفی می پذیرد که فعالیتهای مربوط به تولید و مصرف کالاها و خدمات فرهنگی درون یک نظام اقتصادی(و فرهنگی) عموما شامل معادلات اقتصادی اند[3]
از طرفی تحولات بسياري در عرصه فرهنگ در جهان معاصر رخ داده است.که شناخت اين تحولات ما را در اتخاذ نگاه اقتصادي به توليدات و محصولات فرهنگي ترغيب ميكند و اين نگاه را ضروري و اجتنابناپذير ميسازدواینجاست که اهمیت ودقت نظرفراوانی را روی کالاها وخدمات فرهنگی می طلبد.
ویژگیهای مهم صنایع فرهنگی
الف)توليدات صنايع فرهنگي، رسانه اي و هنري بازتاب انديشه ها، باورها، و شرايط خاص فرهنگي توليد كننده و مصرف كننده است و هدف از انتشار و اشاعه اين محصول به نوعي انتقال پيام در راستاي تقويت هويت فرهنگي يا تخريب آن مي باشد.
ب)محصول تجاري يا بازرگاني را بايد تابع سليقه و نياز مشتري دانست كه اگر اين كالاي تجاري متقاضي نداشته باشد، توليد نمي شود و يا خط توليد آن متوقف مي شود. اما در توليد محصولات صنايع فرهنگي، اين سرمايه دار يا توليد كننده است كه داراي سليقه و نياز است و فرايند عرضه و تقاضا بالعكس حوزه اقتصاد مي باشد، و مشخصات كالا از سوي توليد كننده، تعيين مي شود.
ج)ويژگى سيال بودن و تغيير مداوم فرهنگ بويژه در دهه هاى اخير برجسته شده است. امروزه انواع کالاهای فرهنگی با کارکردهای پیچیده و متفاوت در دسترس همگان قرار گرفته است که آخرین نمونه های آن، شبکه های کامپیوتری و اینترنت اند.یکی دیگر از ویژگی های فرهنگ جدید آسانی دسترسی به کالاهای فرهنگی است که معضلات فراوانی را در پی داشته است
د) افزايش قدرت انتخاب مصرف كنندگان كالاهاى فرهنگى موضوعی دیگر است. به علت فراوانى و تنوع كالاها و به دليل در دسترس بودن آنها مصرف كننده به راحتى مى تواند كالاى فرهنگى مورد نظر خود را انتخاب كند. [10]
صنایع فرهنگی در غرب و ایران
در نظام هاى غربى و سرمايه دارى از بحث تعريف گرفته تا اجرا، فضاى متفاوتى نسبت به آنچه در جوامع شرقى وجود دارند برقرار است. الگوهاى غرب بر پايه سرمايه محورى بنا شده است، همان گونه كه خود فرهنگ را هم بر پايه سرمايه تعريف كرده اند. يعنى فرهنگ در آن جا يك هويت مستقل از سرمايه ندارد و متغير اصلى در حوزه اقتصاد است كه همان افزايش سود سرمايه است. در اين وضع فرهنگ، توليد فرهنگى، محصولات فرهنگى و يا سفارش هاى فرهنگى حول محور افزايش سرمايه معنا پيدا مى كنند. در غرب جهت گيرى هاى اجتماعى، فرهنگى و ارزشى به وسيله شركت هاى بزرگ اقتصادى براى حوزه فرهنگى معنا شده و بايدها و نبايدها بر پايه محاسبه هاى اقتصادى تعريف شده اند. با همه اين احوال، چيزى كه امروزه در غرب شاهد آن هستيم،رشد چشمگير اقتصاد فرهنگ است. پس حوزه فرهنگ وابستگى محض به حوزه اقتصاد دارد. وفرهنگ نیز توجيه گر اقتصاد است، اين اقتصاد هم براساس فلسفه اقتصادى است كه بر محور لذت طلبى و توسعه رفاه مادى تعريف شده است.
در سه دهه گذشته اقتصاد فرهنگ در ایران به لحاظ كيفي و كمي از وضعيت مناسبي برخوردار نبوده و نسبت به تخصيص منابع (انساني، ابزاري و بودجه اي) بخش فرهنگ تقریبا بي توجهي شده است، اما نبايد مشكل اساسي در حوزه فرهنگ را فقط متوجه كمبود منابع مالي در اين حوزه دانست، بلكه غفلت و بي توجهي نظام كارشناسي به حوزه فرهنگ به عنوان متغير اصلي در تنظيم برنامه هاي توسعه كشور بوده است.ازطرفی حاكميت نگاه هزينه اي و نداشتن الگوي مناسب در اقتصاد فرهنگ در دهه هاي گذشته خسارت هاي زيادي به كشور وارد نموده است. [17]ونیزصنعت فرهنگي به اين دليل براي جامعة حال حاضر ما از ضرورت برخوردار است كه، بتوان از طريق آن پي به اهميت فرهنگ ايراني و اسلامي مان برد، و بتوان آن را به صورت امري مثبت داراي پيامدهاي اثر بخش بر زندگي انساني و اخلاقي گسترش داد وصادر كرد. ضرورت اين صنعت در حال حاضر در كنار صدور فرهنگ انقلاب بايد بتواند به مقابله با مصاديق تهاجم فرهنگي غرب بپردازد و با تقويت آموزش رسانه اي و سواد رسانه اي به دفاع از فرهنگ بومي و ملي خود بپردازد. اهميت اين صنعت در جامعه ما مي تواند رشد مؤثر و بالنده اي در توسعه جهانگردي، حفظ ارزش هاي بومي و ملي، و صدور كا لاهاي فرهنگي مطابق با سنت و آداب و رسوم كهن و ميراث فرهنگي مان باشد. [18] ازطرفی با بالارفتن سطح زندگي و رفاه نيازهاي تفريحي و فرهنگي براي گذران اوقات فراغت پديدار شد تا جايي كه كم كم دولتها نيز كه در آغاز مداخله و مشاركت در امور فرهنگي و تفريحي را از وظايف خود نمي دانستند بدنبال مداخله در امور اقتصادي به سياستگذاري در امور فرهنگي راغب شدند. اگرچه اين امر ابتدا در كشورهاي توسعه يافته صورت گرفت اما به تدريج دولتهاي كشورهاي در حال توسعه هم از جمله كشورمان از آن تقليد كردند . مجموعه نمايشگاههاي كتاب، جشنواره فيلم، نمايش، موسيقي، مطبوعات و نظاير آن از يك طرف نشاندهنده ميزان تمايل دولت به دخالت در مصرف كالاهاي فرهنگي و از طرف ديگر نشان دهنده پيوستن تعداد زيادي از آحاد ملت به صف مصرف كنندگان فرآورده هاي فرهنگي در ايران است. [14]
بنابراین توسعه اين صنعت در جامعة ايران مي توان با هدف بهبود فرهنگ عمومي در راستاي فرايند جهاني شدن و حفظ دستاوردهاي ملي و اسلامي به تمام اقصي نقاط دنيا شود،كه اين امر به بهسازي فرهنگ عمومي و رشد و توسعه فرهنگي پايدار با تأكيد بر شاخص هاي درون زا و برون زامنجربه خواهد شد.